سوختن دل دوزخ به حالم
تبم ترسم که پیراهن بسوزد
ز هُرمِ آهِ من ، آهن بسوزد
مرا فردوس می شاید که ترسم
دل دوزخ به حال من بسوزد
تبم ترسم که پیراهن بسوزد
ز هُرمِ آهِ من ، آهن بسوزد
مرا فردوس می شاید که ترسم
دل دوزخ به حال من بسوزد
1 - گاهی زندگی را باید الک بزنیم ، بزاریم الکی ها بریزن ....
2 - حرف زدن سواد میخواهد ... اما سکوت کردن شعور میخواهد ....
چند روزی از طرف نیروهایی که دولتمردان امروزی و شورای امنیت ملی به آنها لقب نیروهای مردم پایه داده اند (بسیجی های آقا سید علی و سید روح الله) به بیابانها رفتیم. از طرفی متاثرم از اینکه نتوانستم در تشییع شرکت کنم و از طرف دیگر دلشادم که جزئی کوچک از نیروی عظیم امت سید علی بوده و در نیروهای ایشان ثبت حضور زده ام.
براستی شبهای بیابان چقدر وهم انگیز است. تو را در منحنی سینوسی به روزهای ازل برده سپس به روزهای ابد برمیگرداند. مدام در این رفت و آمد بالا و پائینت میکند. شب بسیار موجود عجیبی است. وقتی به آسمان مینگری مدام در ذهن هزاران سوال پیش میآید و غرق تفکر میشوی. شب با خودش تفکر میآورد. هدیه شب ، تفکر است.
الان مصلی را از تلویزیون نمایش میدهند. وقتی دقیق نگاه کنیم به وضوح میبینیم که قاتلین به سر صحنه جرم بازگشتند تا خیالشان آسوده شود که او دیگر نیست تا از اسلامیت ، استقامت ، مردانگی ، آزادگی ، آزادمردی ، انسانیت ، صداقت ، ایران دوستی ، پاک دستی ، ظهور ، نور و ..... بگوید. او نیست تا بگوید که چپ و راست و تندرو و کندرو وجود ندارد و فقط اتحاد ملی چاره ساز است.
1 - حالا این دریوزگان سیاستباز ، میتوانند بیشتر بدزدند و بچاپند و از جیفه دنیا بهره ببرند. رئیس جمهور شوند و معاون اول و وزیر و وکیل و جبهه سبز و آبی و بنفش و پایداریچی و مجاهد انقلاب اسلامی و انقلابی تندرو و انقلابی میانه رو و انقلابی کند رو و ...... و بخورند و رانت ایجاد کنند. حالا میتوانند مانند سگان ولگرد از یک تکه استخوان که سران صهیونیزم برایشان بیاندازند بهره ببرند بگذرانند. آمده اند تا مثل عمر بن سعد لعین اول روضه خوان کربلا باشند.
2 - حالا ما مردم میتوانیم با خیال راحت و درست انتخاب نکردن خواسته های ناف تا زانویمان را برآورده کنیم و سرمان را با خیال راحت روی بالشت بگذاریم. به راحتی در سایتهای ارزهای دیجیتال دنبال این باشیم که مرگ او قیمتها را بالا و پایین میکند تا سودی از مرگش نصیب ما شود. دلار چه شد و ما چطور بخوریم و فربه شویم.
3 - ولی باید بدانیم که خدا هرگز نخواهد گذاشت آب خوش از گلویمان پائین برود. همانطور که طبق گفته زینب کبری سلام الله علیها ، مردم عراق هنوز میدانند که باید کم بخندند و زیاد گریه کنند. خدا خودش خونخواه آقا سید علی خواهد بود. ما که با عدم حضور به موقع باعث شهادتش شدیم باید بدانیم روزی مهدی خواهد آمد و اول تقاص خون دلهایی که آقا سید علی خامنه ای خوردند را خواهد گرفت و بعد تقاص خون مادرش و جدش را.
به ذهن این بنده اینگونه متبادر میشود که:
تمام مکاتب در این دنیا به گونه ای به حکومت رسیده اند و در هنگام اعمال قدرت پایبندیشان به قوانین و اصول موضوعه مکتبشان را در بوته آزمایش قرار داده و عدم موفقیت شان را به همگان عرضه کرده اند.
مکاتب مختلف از قبیل دیکتاتوری ، هندوئیسم ، کمونیسم ، سوسیالیسم ، مائوئیسم ، نچرالیسم ، دموکراتیسم ، رئالیسم ؛ مکیاولیسم و ... حتی مکاتب الهی مانند یهود و نصارا و مسلمانان از بسیاری از فرقه ها مثل سنی و وهابی و ....
ما شیعیان فکر میکردیم که اگر دولت کریمه شیعه شکل بگیرد ، همه چیز اصلاح میگردد. حتی لحظه ای به خودمان زحمت ندادیم تا دولت های شیعه همانند دولت علوی به ریاست حضرات معصومین علیهم السلام را بررسی کنیم. و اینگونه شد که خداوند اجازه داد مجددا دولتی توسط شیعیان درجه یک و خالص به رهبری حضرت امام خمینی و آقا سید علی خامنه ای در کشورمان پا بگیرد. این امر محقق گردید و خیل عظیمی از شیعیان خالص در این رکاب با مال و جان و ناموس خود فدا گشتند تا ما بفهمیم کار باید به دست دولت مهدوی درست شود.
اگر این انقلاب فقط یک حُسن داشته باشد (من معتقدم سراسر حُسن بوده است) آن هم این بوده است که درونیات ما را به رُخمان کشیده است. سالها ادعاهای بزرگ انجام داده ایم ولی هرگز در بوته آزمایش نرفته بودیم. حالا این گوی و این میدان.
حوزه های علمیه برای خود قداستی وصف ناشدنی سروده بودند و در این آزمایش کاملا رفوزه گشته و نیازمند بازنگری در احوالاتشن گشته اند. البته اگر فهمیده باشند.
دانشگاه ها سالها بودجه های هنگفت را بلعیده بودند و فکر میکردند اگر نباشند دنیا نمیچرخد ، این گوی و این میدان. وقت آن رسیده است که تدبر کنند.
خلاصه هر صنف و هر گروهی در این کارزار آب قلب خودش را میخورد.
زیارت عاشوراها خواندیم و گفتیم " یا لیتنا کنا معک " حالا متوجه میشویم که آن سی هزار نفر در ظهر عاشورا امروز ما را به تصویر کشیده اند. حتی آن دویست نفر که 72 شهید هم تقدیم کردند امروز ما را به تصویر کشیده اند.
الان میفهمیم که فقط شیعه بودن ما را از خباثت نفسمان دور نکرده است و حتی باعث غرور بیجای ما نیز گشته است. الان کدام مسئول هست که ادعای شیعه بودن نداشته باشد.
حالا میفهمیم که تقوی و نظم در امر به این سادگی حاصل نمیگردد. حالا میفهمیم چرا آن 313 نفر در طول 1300 سال هنوز یافت نشده اند.
ما به چشم خود شهادت نفس ذکیه را دیدیم و هنوز .....
جانم به قربانت ای نفس ذکیه ، ای ذبیحه عظیم ، ای اسماعیل خود خدا
سید علی حسینی الخامنه ای
روز شهادت امام سجاد علیه السلام مصادف با روز وفات پدر عزیزم بود. بر همه کسانی که این طعم تلخ را چشیده اند تسلیت و تعزیت عرض میکنم. بسیار سخت است که پدر نداشته باشی و به تنهایی مشکلات زندگی را هموار کنی. او مثل یک کوه بود برای من ناتوان.گاهی اوقات که یاد جسم نحیفش میافتم بی اختیار این سوال را از خودم میپرسم که او چند نفر بود که اینچنین بار همه ما را بدوش میکشید ؟ حتما بدلیل نور خدا که در دلش زنده بود اینقدر توانا بود.
هر سال روز یازدهم محرم ظهر که میشود یادآور شروعی ؛ که آغاز پرواز عزیز دلم زهره گردید ؛ تجدید خاطره میشود. سکته های قلبی مغزی سنگین (CVA) پشت سر هم و آن روزهای پر التهاب و دلهره. دنیا آمدن فرشته در وسط آنهمه دلهره و اضطراب. تجربه مرگ عزیز و بازگشتش به دنیای فانی.
راستی چه روزهای پر فشاری بود که الحمد لله گذشت. نمیدانم ، گاهی فکر میکنم نتوانستم آن آزمایشها را به سلامت پشت سر بگذارم که خداوند این آزمایش عظیم فقدان را برایم رقم زد.
آدم است دیگر دلش میگیرد و دلتنگ عزیز از دست رفته اش میشود. آنهم عزیزی مثل زهره.
به تازگی خداوند متعال عنایت عظیمی دیگر و روزافزون بر من روا داشته است .... فرزندم حمیدرضا صاحب فرزندانی به غایت زیبا شده است. خداوند یک دوقلوی زیبا تقریبا همسان و به نامهای سعید و میران به او عطا نموده است. این یعنی بنده دارای دو نوه جدید شده ام و یه قدم جا افتاده تر به نظر خواهم رسید.
زیبایی درون زیبایی و نور درون نور و رحمت درون رحمت. خوشحالم و خداوند را بر داشتن این دو نوه جدید سپاسگزارم.
امسال نیز خداوند متعال عنایت فرمود و شب های عظیم تاسوعا و عاشورا و شام غریبان را میهمان حضرت شمس الشموس علی ابن موسی الرضا علیه السلام در مشهد مقدس بودیم. من و فاطمه و فرشته و همسرم.
خداوند در همین ایام به همسرم نوه زیبایی از نوع پسر عطا نمود و بر این مسافرت شیرینی هم افزود. خداوند عزت و عاقبت به خیری و سلامت جسم و جان به این نو رسیده عنایت بفرماید.