این کلام ، گفتار بزرگ راد مرد دین در رثای همسر مکرمه شان میباشد ؛ عاشقانه های برترین زوج عالم. فاتح خیبر در فراغ مهربان حامیاش اینگونه میسرود:
هجران تو نزد من بزرگترین مصیبتهاست و از دست دادن تو ای فاطمه سختتر از فرزند مرده است. من گریه با حسرت خواهم کرد و نوحه گلوگیر خواهم نمود بر دوستی که راهی بلند رفته است.
جان من با آه و نالههایش در اندرون من زندانی است. ای کاش جان من هم با نالهها از بدنم خارج شود. بعد از تو خیری در زندگی نیست و من از ترس اینکه مبادا زندگیام به طول انجامد، گریه میکنم.
خداوندا! از دختر پیامبر تو راضیم، خصم او را به تنهایی و وحشت انداخت؛ تو او را انس بده، مردم از او بریدند؛ تو او را پیوند ده، به او ستم کردند؛ تو ای احکمالحاکمین درباره او داوری کن.
ای رسول خدا ! به زودی دخترت به تو خبر میدهد که چگونه امتت برای ستم بر او هم گروه شدند، پس همه چیز را از او بپرس و حال ما را از او جویا شو، و این چنین کردند؛ درحالیکه از رحلت تو چیزی نگذشته و یاد تو از میان نرفته است.
ای رسول خدا ! شکیبایی من در مصیبت دختر برگزیده تو کم شد، و طاقت و توانایی من در فقدان او از دست رفت، جز آنکه مرا پس از مصیبت عظیم و مفارقت و فقدان تو، در هر مصیبت دیگری جای تسلیت هست (مصیبت تو به قدری بزرگ است که هر مصیبت دیگری را تحتالشعاع قرار میدهد)؛ چراکه تو را به دست خود در آرامگاهت مدفون ساختم و در آغوش من جان دادی، " اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ "
هجران تو نزد من بزرگترین مصیبتهاست و از دست دادن تو ای فاطمه سختتر از فرزند مرده است. من گریه با حسرت خواهم کرد و نوحه گلوگیر خواهم نمود بر دوستی که راهی بلند رفته است. ای چشم! احسان کن و به من یاری نما در گریهکردن؛ که حزن من دائمی است و به دوست گریه میکند.
از این پس اندوه من جاودانی است و شبم به بیداری خواهد گذشت تا آن گاه که خداوند مرا به سرایی که تو در آن اقامت داری ببرد.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر ۱۴۰۳ ساعت 8:49 توسط حسین عرب
|