در بلاگ یکی از دوستان دانشجویم با پستی مواجه شدم که در باره تقلب در امتحان صحبت کرده بود. دوست خوبم از ذکاوت نداشته و روش غلط و ... صحبت کرده بود. در این پست از منظر شهید حاج حسن عرب که در زمان خودش نفر ۵۷ کنکور در رشته انسانی شده بود و در دانشگاه وزارت خارجه در رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل پذیرفته شده بود و در طی حدود دو سال و نیم تحصیل شاگرد ممتاز بود و در میدان جهاد و عشق نیز ممتاز بودنش را با خون خود امضاء نمود.

او اینچنین بنده حقیر را نصیحت نمود که:

یکی از مواردی که معامله را حرام مینماید غش در معامله است. غش در معامله یعنی تقلب در معامله که میتواند به هر صورتی باشد و باعث بطلان و حرام شدن معامله میگردد. سود حاصل از معامله حرام هر چه باشد ، حرام است و حق استفاده در سود حاصله وجود ندارد.

پر واضح است که سود حرام حاصل از معامله حرام ، اگر پایه ای برای معاملات بعدی باشد تمام معاملات بعدی نیز حاصل از دستمایه حرام و شبهه ناک خواهند بود.

در جلسه امتحان یکی از شرایط صحت امتحان این است که از روی دست هم ننویسیم و از دانسته های خودمان خرج کنیم و آنچه دسترنج خودمان است را برای فروش در بازار برگه امتحانی در معرض دید بگذاریم. اگر این نشد غش در معامله کرده ایم. خواه ممتحن دیده باشد و یا جان بدر برده باشیم.

حاصل این تقلب نمره قبولیست در کارنامه و سود حاصل آن مدرکی است که دانش آموز را آماده ورود به بازار کار میکند. برای استخدام ، یکی از شرایط داشتن این مدرک خواهد بود. شغل آینده دانش آموز از این دستمایه حرام مهیا خواهد بود.

حاصل آن شغل درآمد ماهیانه نام دارد. آری درآمدی شبهه ناک... ازدواجی بر اساس این درآمد... آب غسل و وضو و خورد و خوراک شبهه ناک... نطفه هایی حاصل از این تغذیه های شبهه ناک... منزلهایی خریداری و یا استیجاری با درآمد شبهه ناک...

نمازهای شبهه ناک ... دعاهایی که بالا نمیرود و ما به زمین و زمان بد میگوییم غافل از اینکه یکی از شرایط دعا لقمه پاک میباشد که ما به سادگی شبهه ناکش کرده ایم.

فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ

وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ