حدیث معراج - فصل 37
[245] یا أَحْمَدُ! لَیْسَ کُلُّ مَنْ قالَ: أَنَا اُحِبُّ اللَّهَ، أَحَبَّنی، حَتّى یَأْخُذَ قُوتاً، [246] وَیَلْبَسَ دُوناً، [247] وَیَنامَ سُجُوداً، [248] وَیُطیلَ قِیاماً، [249] وَیَلْزَمَ صَمْتاً، [250] وَیَتَوَکَّلَ عَلَىَّ، [251] وَیَبْکِىَ کَثیراً، [252] وَیَقِلَّ ضِحْکاً، [253] وَیُخالِفَ هَواهُ، [254] وَیَتَّخِذَ المَسْجِدَ بَیْتاً، [255] وَالعِلْمَ صاحِباً، [256] وَالزُّهْدَ جَلیساً، [257] وَالعُلَمآءَ أَحِبّآءَ، [258] وَالفُقَرآءَ رُفَقآءَ، [259] وَیَطْلُبَ رِضاىَ، [260] وَیَفِرَّ مِنْ سَخَطی، [261] وَیَهْرَبَ مِنَ المَخْلُوقینَ هَرَباً، [262] وَیَفِرَّ مِنَ المَعاصی فِراراً، [263] وَیَشْتَغِلَ بِذِکْرِى اشْتِغالاً، [264] وَیُکْثِرَ التَّسْبیحَ دآئِماً، [265] وَیَکُونَ بِالوَعْدِ صادِقاً، [266] وَبِالعَهْدِ وافِیاً، [267] وَیَکُونَ قَلْبُهُ طاهِراً، [268 ]وَقُوتُهُ زاکِیاً، [269] وَفِى الفَرآئِضِ مُجْتَهِداً، [270]وَفیما عِنْدی مِنَ الثَّوابِ راغِباً، [271] وَمِنْ عَذابی راهِباً، [272] وَلاَِحِبّآئی قَریناً وَجَلیساً.
اى احمد! این گونه نیست که هر کس بگوید: «من خدا را دوست دارم» مرا دوست داشته باشد; مگر این که به قدر حفظ جان از خوردنیها برگیرد و لباس ساده و غیر فاخر بپوشد، در حال سجده به خواب رود و قیام را طولانى کند و سکوت اندیشمندانه را مواظبت نماید و بر من توکل کند، بسیار بگرید و کم بخندد، با هواى نفس مخالفت کند، مسجد را خانه خود قرار دهد (در آن زیاد بماند)، علم را همدم خویش برگزیند و زهد و بى رغبتى به دنیا را همنشین، دانشمندان را دوست و نیازمندان را رفیق و همراه خود سازد، خشنودى مرا جستجو کند، از خشم من بگریزد و از مخلوق، سخت گریزان باشد از گناهان به شدّت فرار کند و مرا بسیار یاد نماید و همیشه تسبیح و تنزیه کند، در پیمانش راست کردار و در عهدش وفادار باشد، دلش پاک و خوراکش پاکیزه باشد، در انجام واجب جدیّت و تلاش کند، به پاداشى که نزد من است راغب و مایل باشد، از عذاب و مکافاتم ترسان و گریزان و با دوستانم همدم و همنشین باشد.
توان و بضاعتم اندک است، ولی خدایی بزرگ دارم.