[219] یا أَحْمَدُ! إِسْتَعْمِلْ عَقْلَکَ قَبْلَ أَنْ یَذْهَبَ; فَمَنِ اسْتَعْمَلَ عَقْلَهُ، لا یَخْطى [ظ: لا یَخْطَئُ] وَلا یَطْغى، [220] وَاعْمَلْ بِعِلْمِکَ الَّذی عَلَّمْتُکَ، حَتّى یَجْتَمِعَ لَکَ عِلْمُ الأَوَّلینَ وَالآخِرینَ، [221] ثُمَّ أَخْتِمُ عَلى قَلْبِکَ بِالمَعْرِفَةِ ما لا یَقْتَدِرُ عَلى وَصْفِهِ الواصِفُونَ، وَأَجْعَلُ لَکَ مَعْلَماً حَیْثُ تَوَجَّهْتَ، [222] وَأَسْلُکُ بِکَ کُلَّ خَیْر، [223] وَاُرْشِدُکَ إِلى طَریقِ العارِفینَ، [224] وَاُقَوِّیکَ عَلَى العِبادَةِ، وَاُحَبِّبُها إِلَیْکَ، وَاُعینُکَ عَلَیْها، حتّى لا یَکُونَ شَىْءٌ أَحَبَّ إِلَیْکَ مِنَ العِبادَةِ.

اى احمد! عقلت را قبل از آن که زایل شود بکار بند چون هر کس عقلش را بکار بندد از اشتباه و سرکشى مصون است. به دانشى که به تو آموخته ام عمل کن، تا دانش اولین و آخرین در تو جمع شود، چون چنین شد، دلت را چنان به شناخت حق مُهر کنم که در وصف نیاید و به هر طرف رو کنى برایت نشانى از هدایت قرار دهم و در جمیع امور خیر راهبریت کنم و به راه عارفان راهنماییت سازم و بر انجام عبادت نیرویت بخشم و آن را در دلت، محبوب و دوست داشتنى سازم و تو را بر انجام آن یارى نمایم تا جایى که هیچ چیز برایت دوست داشتنى تر از عبادت نباشد.