حدیث معراج - فصل 18
[114] یا أَحْمَدُ! وُجُوهُ الزّاهِدینَ مُصْفَرَّةٌ مِنْ تَعَبِ اللَّیْلِ [115] وَ صَوْمِ النَّهارِ، [116] وَأَلْسِنَتُهُمْ کِلالٌ مِنْ ذِکْرِ اللهِ تَعالى، [117] قُلُوبُهُمْ فى صُدُورِهِمْ مَطْعُونَةٌ مِنْ کَثْرَةِ ما یُخالِفُونَ أَهْوآئَهُمْ; [118] قَدْ ضَمَّرُوا أَنْفُسَهُمْ مِنْ کَثْرَةِ صَمْتِهِمْ; [119] قَدْ أَعْطَوُا المَجْهُودَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ لا مِنْ خَوْفِ نار، وَلا مِنْ شَوْق إِلَى الجَنَّةِ [شَوْقِ جَنَّة] وَلِکنْ یَنْظُرُونَ فى مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ، کَما یَنْظُرُونَ إِلى مَنْ فَوْقَها، فَیَعْلَمُونَ أَنَّ اللهَ سُبْحانَهُ أَهْلٌ لِلْعِبادَةِ.
اى احمد! زاهدان از رنج و بیدارى شب و روزه روز، زرد روى و رنگ پریده اند، زبانشان از غیر یاد خدا بسته و دل هاشان در سینه، از شدت مخالفت با نفس، زخم خورده است. از شدت سکوت اندیشمندانه در خود فرو رفته و افکارشان از دیگران پنهان مانده است. تلاش و مجاهده بسیارى دارند که نه از ترس آتش و نه به اشتیاق بهشت است، لکن به ملکوت آسمانها و زمین و پروردگار آسمان ها و زمین چشم دارند و دریافته اند که خداى سبحان است که شایسته عبادت است.
توان و بضاعتم اندک است، ولی خدایی بزرگ دارم.