آیا شما دوستان نیز مثل من دچار روزمره گی در زندگیتان شده اید؟ در هر فتنه ای که پیش میآید این حس مرا بیشتر آزار میدهد

... روز مره گی ....

هر از چند گاهی ؛ بابی از بهشت بر روی دوستان و آشنایان باز میگردد و نسیم روح افزای آن گلی را از گلزار زمین بر میچیند و آن باب بسته میگردد. و من همچنان آزرده خاطر بر روی زمین پای در لجن گیر افتاده با دلی مجروح به آسمان مینگرم و فریاد استغاثه سر میدهم. هنوز هم موجی از امید در روح و روانم در جریان است و بس ....

میدانم که اگر شهید نشوم باید بمیرم