دخترم برای اعتکاف از من جدا شد و بدرون حیاط مسجد رفت.

برای اولین بار بود که حس جدایی از دخترم فرشته خانم را لمس میکردم. یاد حضرت یعقوب افتادم. بلافاصله فرشته ام را به خدای عالمیان سپردم. ناگفته نماند که چند قطره اشکی هم آمد. برای اولین بار بود که داشت میرفت و پشت سرش جان و روح من نیز داشت میرفت. او به بهترین مکان ممکن در این روزگار میرفت ، در حالیکه اکثر جامعه در بند دنیای دنی غوطه ور میباشند.

در همان شب اول یکی از دوستانش بدلیل دلتنگی از ادامه راه انصراف داد و رفت. براستی که حق دارند فقط ده سال دارند و در آغوش خانواده به ناز و تنعم مشغول بوده اند. حس جدایی برایشان دلهره آور است.

برای من که حس جدایی را چندین بار تجربه کرده ام تلخ مزه میباشد.

.... چاره ای نیست باید چشید و رفت ....