در این چند روز گذشته چند اتفاق برایم رخ داده اند که بعضی کمی دور و بعضی خیلی نزدیک بوده اند. کمی بررسی نیاز است تا بتوانم جمع بندی کنم:

اول : پنجشنبه صبح مورخ 1404/06/06 پدر عزیزتر از جانم تشریف آوردند و لذتی عظیم را به بنده نوشاندند.

دوم : جمعه عصر مورخ 1404/06/14 مجددا پدر تشریف آوردند و هدیه ای بسیار عظیم برایم به ارمغان آوردند.

سوم : خانم اسلامی به دیار باقی تشریف بردند و در تشییع ایشان بنده تمام اتفاقات را در آن مقام دوره نمودم و در پستهای قبلی به تفصیل توضیح دادم.

چهارم : دیشب در لحظات ملکوتی جان سپردن همسرم (در دو سال قبل) ماه کامل تاریک شد و به رنگ خون جگر درآمد. این موضوع برای من مفهوم دیگری داشت. حداقل توانستم همانند سازی کنم.

پنجم : ساعت 11 دیشب دومین سالگرد همسرم بود. ساعت یک بامداد آن روز سخت ؛ لحظه اتمام CPR و خبر نهایی فوت ایشان اعلام شد ؛ تیره و تار شدن و خون رنگ شدن ماه زندگی ام.

ششم : و این ساعات به دنبال هماهنگی اوضاع برای آماده شدن تشییع (در دو سال قبل). خرید قبر ؛ اجاره مسجد ؛ سخنران و قرآن خوان و میوه و سالن پذیرایی و شام و اعلامیه و ....

دو سال گذشت برای شما ... و ... عمری گذشت برای من ....