1 - شد شصت سال ... حالا تمام کارهایش را کرده بود ... مانده بود زندگی .

2 - بزرگسالی یعنی : چهار روزه میخوام گریه کنم ... اما وقت نمیکنم !!!!

3 - همه ما بالاخره یه روزی میگیم : الان میفهمم بابا چی میگفت .

4 - هر چیزی را زکاتی است و زکات عقل ؛ اندوهی است طویل ....

**********

وقتی پدری پسری را حمام میبرد هر دو میخندند

وقتی پسری پدری را حمام میکند هر دو گریه میکنند