از سرنوشت گرگ درونم - 003
گرگی به گله ای خیره شد ؛
گفت مگر گرگها هم فکر میکنند ؛
گفت عاشق بره ای شده ام ....
که نمیدانم آبروی ذاتم ببرم .... یا ....
... شکارچی عشقم باشم.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 16:58 توسط حسین عرب
|
توان و بضاعتم اندک است، ولی خدایی بزرگ دارم.