شدت از پی سختی
سالیان بس دور به درازای تاریخ مصیبتی عظیم بر من نازل شد و فکر میکردم که جان به در نخواهم برد. حالا نشسته ام به سوگی که جانکاه تر از آن مصیبت است و افراد مقابل من نمیفهمند که من در حال خنده ام و یا گریه.
خودم هم مات و مبهوتم از خنده های مخلوط به گریه که هنوز درکشان نمیکنم.
قطرات اشک خندان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 22:2 توسط حسین عرب
|
توان و بضاعتم اندک است، ولی خدایی بزرگ دارم.